آموزش علوم تجربی

نگاهی تازه به علوم و آموزش آن

شعر شریعتی

گاهی گمان نمیکنی ولی میشود ،

گاهی نمی شود که نمی شود!

گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست!

گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود!

گاهی گدای گدایی و بخت یار نیست!

گاهی تمام شهر گدای تو می شود!!!

< شریعتی >


برچسب‌ها: شعر
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/09/15ساعت 1:0 قبل از ظهر  توسط مهدی رسولی کهکی  | 

شعر

غریبه! بگو آدمی یا پَری؟


برچسب‌ها: شعر
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1391/10/12ساعت 0:2 قبل از ظهر  توسط مهدی رسولی کهکی  | 

از خود گذر كنيم كه اين خوان آخر است

تحریم

از خود گذر كنيم كه اين خوان آخر است

اين انقلاب بيمه عباس(ع) و اكبر(ع) است

تحريم مي‌كنند كه تسليم مان كنند

غافل از اينكه دل به بلاها شناور است

بيم هلاك نيست كسي را كه از ازل

چشم اميد او به خداي پيمبر(ص) است

برخيز تا به باغ شهادت قدم زنيم

غير از شهيد هر چه كه بيني مكدر است

با این و آن که نداريم هيچ كار

ما را به سر هواي اشارات رهبر است

اي نايب امام (عج) بفرما كه جان دهيم

جاني كه عاشقانه فداي تو سرور است

«
هرگز شرف به سفره رنگين نداده‌ايم»

اين از علي(ع) و آل به ما عين باور است

 

جان مي‌دهيم و ننگ ملامت نمي‌خريم

حرف دل امام همان حرف آخر است


برچسب‌ها: رهبری, شعر
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1391/10/09ساعت 9:45 بعد از ظهر  توسط مهدی رسولی کهکی  | 

شعر

«من عاشقم گواه من این قلب چاک چاک

در دست من جز این سند پاره پاره نیست»!


برچسب‌ها: شعر
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/09/16ساعت 8:24 بعد از ظهر  توسط مهدی رسولی کهکی  | 

آقا بیا دوباره به این کوچه سر بزن


آقا بیا دوباره به این کوچه سر بزن

با دستی از بهار به هر خانه سر بزن
در تُنگ عید ماهی سرخ بهاره شو
در حوض قلب فائزه چرخی دگر بزن

توی اجاق خالیشان دود را ببین
در چشمهای یک یکشان رود را ببین
نقاره ها تلاوت عیدند نازنین
شلوار وصله کرده ی مسعود را ببین

چرخی بزن تمام مرا غرق نور کن
بر ویلچر مریضه ی خود را مرور کن
امشب فقط بیا و از آغوش مادرش
پاهای گل انار شو از من عبور کن

امشب بیا نسیم شو، از لای درزِ در
آرام سر بکش به اتاق غمِ پدر
یا دست پُر بیا به ملاقات فقر، یا
از کودکش دو فرفره ی کاغذی بخر

جای نسیم، شانه ی گیسوی زهره شو
در خواب هاش بال پرستوی زهره شو
در کوچه آهویی ست که نذر گرسنگی ست
آقا بیا و ضامن آهوی زهره شو


برچسب‌ها: شعر
+ نوشته شده در  شنبه 1391/09/04ساعت 1:0 بعد از ظهر  توسط مهدی رسولی کهکی  | 

شعر


از باغ مي برند چراغانيت کنند

 تا کاج جشنهاي زمستانيت کنند

پوشانده اند روي تو را ابرهاي تار

تنها به اين بهانه که بارانيت کنند

يوسف ! به اين رها شدن از چاه دل مبند

اين بار مي برند که زندانيت کنند

اي گل گمان مبر به شب جشن مي روي

شايد به خاک مرده اي ارزانيت کنند

يک نقطه بيش فرق رحيم و رجيم نيست

از نقطه اي بترس که شيطانيت کنند

آب طلب نکرده هميشه مراد نيست

شايد بهانه ايست که قربانيت کنند...


فاضل نظری

برچسب‌ها: شعر
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1391/08/07ساعت 11:38 بعد از ظهر  توسط مهدی رسولی کهکی  | 

شعر خوانی بی نظیر برقعی در حضور رهبر- عاشورا + دانلود + فیلم


.

شعر خوانی بی نظیر برقعی در حضور رهبر-

عاشورا+ دانلود + فیلم


برچسب‌ها: رهبری, شعر
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/11/10ساعت 8:5 بعد از ظهر  توسط مهدی رسولی کهکی  | 

سلام عشق قدیمی! شعر بسیار زیبای علی ضیا!


سلام عشق قدیمی! سلام آقای...             چقدر حس قشنگیست اینكه جا پای

شما شبی بگذارم اگر چه میدانم                             شما بزرگترید از تمام دنیای

غریب و كوچك من....نه!! نمیشود یكبار كمی      مماس شود بال منو پرهای....؟!

همیشه من ته دره ولی شما انگار             همیشه دورتر از من...درست بالای...

كه.....نقطه چین بگذارم چقدر حرفم را...        چقدر گریه كنم هی تمام شبهای...

نمیشود به شما گفت(دوس...) من آخر           بگو چكار كنم تا كمی دلت جای...

شعر بسیار زیبای علی ضیا!


برچسب‌ها: شعر
+ نوشته شده در  شنبه 1390/10/24ساعت 9:40 بعد از ظهر  توسط مهدی رسولی کهکی  |